محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

363

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كسر خا نيز آمده اسمى و به يونانى مشتق از اسم كثير المنافع است . ماهيت آن : گياهى است معروف و از انواع خبازى شمرده‌اند و گل آن سفيد و سرخ و الوان مختلف و بهترين همه سفيد و آنچه بىگل باشد خطمى نيز نامند و نوع ارغوانى كبود آن را به هندى خيرو نامند . طبيعت آن : جالينوس سرد و تر دانسته و شيخ الرييس گرم به اعتدال گفته و تخم و بيخ آن را در قوّت مانند گل آن و از آن بسيار قوىتر و تجفيف آن بيشتر و لطيف‌تر و ديگران معتدل القوى و مايل به سردى و ترى دانسته‌اند . افعال و خواص و منافع آن : محلل و منضج و رادع و مرخى و ملين و گل آن ضعيف‌تر از تخم و برگ و ساق آن و ضماد برگ آن جهت اورام دماغ و بيخ گوش و تهبج و نفخه اجفان و التيام قروح و تسكين وجع اورام و تحليل آنها و خنازير و نضج جراحات و دمل و ورم پستان و مقعده و جراحات و حزاز و شكستگى اعضا و عرق النساء و مفاصل كه همه از گرمى باشد و با روغن زيتون جهت گزيدن هوام و سوختگى آتش و با پيه مرغابى جهت درد مفاصل و عرق النساء و رعشه و با ادويه مناسبه و روغنها جهت ذات الجنب و ذات الريه و ضماد پخته آن با روغن بغايت منضج اورام حاره سريع الاثر و نطول آن جهت نرم داشتن موى و جلوس در طبيخ آن جهت ورم مقعده و انضمام فم رحم زنان عقيم مفيد و تخم كوبيده آن جهت سنگ گرده و لعاب خام آن با شكر نيم گرم نموده جهت سرفه حار و مطبوخ آن جهت سرفه حار و رفع نفث الدم به سبب قوّت قابضه كه دارد و ضماد آن با سركه به شرط آنكه در آفتاب نشينند جهت رفع بهق و با روغن زيتون و سركه جهت سموم حيوانى و چون بگيرند يك جزو از آن با دو جزو خرما و با سركه بسرشند جهت تحليل اورام به غايت مجرب و خاييدن آن جهت تسكين عطش و چون تخم آن را با صمغ عربى مساوى الوزن طبخ نمايند و دست و پا را مكرر با آن بشويند جهت رفع شقاق و تقشر جلد كف دست و پا نافع و طلاى مطبوخ آن بر سم اسب جهت رويانيدن آن و پوست بيخ آن بغايت ملين و قوى التحليل و آشاميدن طبيخ سه درهم آن جهت رفع زحير و قولنج و سده امعا و قرحه آن و اسهال صفراوى و حرقة البول و امعا و ورم آن اسهال ردى و به دستور تخم آن جهت امراض مذكوره و با شراب جهت عسر البول و تفتيت حصات و فضلات خام مثانه و عرق النساء و شقاق عضلات و مضمضه به طبيخ آن با سركه جهت درد دندان حار و چون بيخ آن را كوبيده در لته بسته در آب گذارند و در زير آسمان شب نگاه دارند چندان كه آب منجمد گردد طلاى آن جهت رفع تهبج پلك چشم مؤثر و جهت سرفه حار و نفث الدم مجرب و طبيخ آن نيز همين اثر دارد و جلوس در طبيخ آن جهت تحجر مفاصل و صلابت اعضا و اغتسال مو بدان مانع تشقق آن و نيز ضماد بيخ مسحوق مطبوخ آن با پيه خوك و روغن سوسن و آرد باقلا جهت تعقد مفاصل و تحليل اورام صلبه نافع و حقنه به طبيخ آن جهت امراض امعاى مذكوره و غير آن و طلاى طبيخ آن جهت گزيدگى زنبور عسل و با عسل جهت رفع مضرت گزيدگى هوام و حمول آن با پيه بط يا مرغابى و صمغ البطم جهت ورم رحم و انضمام فم آن مجرب . مضر معده ، مصلح آن عصاره زرشك و عسل و رازيانه و گويند مضر ريه ، مصلح آن عسل است مقدار شربت : از جرم آن يك مثقال و از طبيخ آن تا سى مثقال . بدل آن : خبازى و صمغ خطمى كه در هنگام گرمى هوا از درخت آن مىگيرند و زرد و سرخ رنگ مىباشد جهت تسكين عطش و حبس بطن و قى صفراوى مجرب گفته‌اند . فصل الخاء مع الفاء خفّاش به ضم خاى معجمه و فتح فاى مشدده و الف و شين معجمه و به فتح خا نيز آمده و خشاف و وطواط و به فارسى شب پره و به شيرازى موش كور و به هندى چمكادر و در بنگاله چمكدرى نامند . ماهيت آن : طايرى است معروف به خلاف طيور ديگر و چهار پا دارد و دندانها و پشم و مانند چهارپايان به چهار پا راه مىرود و حيض مىبيند و آبستن مىشود و مىزايد و شير مىدهد و پرواز مىنمايد مانند طيور و ليكن بال آن مانند بال مرغان ديگر پر ندارد بلكه پوستى است بالاى اضلاع و غضاريف كشيده كه آنها را حركت مىدهد و منقبض و منبسط مىسازد و سياه رنگ و بسيار ضعيف البصر است و لهذا روز به سبب روشنى و تابش شعاع آفتاب از آشيان خود برنمىآيد و اگر آشيان آن را خراب كنند و برآيد غليواج و كلاغ آن را مىگيرند و شب خصوصاً شبهاى ناقص النور به سبب تاريكى برمىآيد و پرواز مىنمايد و در زايد النور كمتر برمىآيد و از اين جهت مرض روز كورى را خفش و صاحب آن را اخفش مىنامند . طبيعت آن : در سيّم گرم و در چهارم خشك و حرارت گوشت آن كمتر از حرارت فضلات آن . افعال و خواص آن : آشاميدن مرقه پخته آن مسهل فضلات و زرداب و دافع استسقا و درد ورك و مهرّا پخته آن در روغن زيتون و زنبق جهت فالج و رعشه و اوجاع مفاصل و ظهر و نقرس و تحليل اورام بارده و در روغن كنجد جهت عرق النساء خصوصاً